الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
34
شرح كفاية الأصول
دوم - مرحله تجرّى : يعنى شخص در اين مرحله ، نمىتواند خباثت باطنش را مهار كند و لذا اين بدذاتى به بيرون راه پيدا مىكند و شخص درصدد اعمال نيّت پليد و طغيان بر مولا برمىآيد و سعى مىكند به نيّت خودش ، عينيّت بدهد ، ولى متلبّس به فعل حرام نمىشود ، هرچند كه متلبّس به طغيان مىشود . مثل اينكه اسلحه را برمىدارد تا به سوى مولا تيراندازى كند ، ولى به حسب حسن اتّفاق ، به مولا اصابت نمىكند و يا به قصد شرب خمر ، مايعى را مىآشامد ، ولى معلوم مىشود سركه بوده است . بر اين مرحله ، « تجرّى » صادق است و محلّ بحث مىباشد كه آيا علاوه بر استحقاق ذمّ ، استحقاق عقوبت نيز به دنبال آن مىآيد يا نه ؟ سوم - مرحله تلبّس به فعل : در اين مرحله ، شخص به نيّت خودش ، عينيّت مىدهد و متلبّس به فعل حرام نيز مىشود . مثل اينكه به قصد شرب خمر ، مايعى را مىآشامد ، و اتفاقا آن مايع ، خمر در مىآيد . اين مرحله ، همان مرحلهء عصيان است كه قطعا مستلزم عقوبت مىباشد . و بالجملة ما دامت . . . خلاصه نظر مصنّف : تا وقتى سوء سريره يا حسن سريره ، به عنوان صفت كامنه ، درون شخص باشد و در خارج ، تجلّى پيدا نكند ، شخص فقط مستحقّ مدح يا ذمّ مىباشد ، و امّا استحقاق عقاب يا ثواب برآن مترتّب نمىشود . و امّا اگر همراه با آن صفت درونى ، شخص درصدد عمل برطبق آن صفت نيز بر آيد دو صورت پيدا مىكند : 1 - نيّت و صفت درونى ، به فعليّت نمىرسد و به واقع اصابه نمىكند ، كه در اين صورت تنها تجرّى و يا انقياد صدق مىكند و به نظر مصنّف ، ثواب و عقاب را به دنبال دارد .